|
گناباد
موقعیت جغرافیایی:
شهرستان گناباد با
مساحتی در حدود 105801 کیلومتر مربع از نظر موقعیت در طول
جغرافیایی 58 درجه و 41 دقیقه و عرض جغرافیایی 34 درجه و 21 دقیقه
قرار دارد. شهرستانهای همجوار این شهرستان در شمال تربت حیدریه و
کاشمر، غرب فردوس، شرق خواف و جنوب آن قاین است. ارتفاع متوسط این
ناحیه از سطح آبهای آزاد 1105 متر است. مرکز این شهرستان گناباد و
بر اساس تقسیمات کشوری دارای سه بخش به نامهای مرکزی، کاخک، بجستان
و هفت دهستان و 224 آبادی دارای سکنه است. اقلیم این شهرستان از سه
منطقه کوهپایه ای جنوب و جنوب غربی، مناطق دشتی و منطقهای شامل
نمکزارها و شنزارهای حاشیه کویر شکل گرفته است که مرتفع ترین کوه
های آن سیاه کوه با ارتفاع 2440 متر، کوه قور و جنگور با بلندی
2850 متر و کوه خانیک با ارتفاع 2813 متر است. رودخانه مهم این
ناحیه کال شور است که با طول 150 کیلومتر به کویر نمک میریزد و به
سبب وجود نمک فراوان آب آن غیر قابل استفاده است. پوشش گیاهی این
ناحیه را بیشتر انواع تاغ، درمنه، خارشتر و آویشن کوهی تشکیل میدهد
که تعدادی از این داروها به مصرف گیاهی میرسد.
پیشینه تاریخی:
شواهد بر جای مانده
از جمله اتلال و محوطه های باستانی نشان از ستقرار و زندگی اجتماعی
انسانهای پیش از تاریخ در این ناحیه دارد بنابراین گناباد از ز
جمله شهرهای کهن ایران زمین است که به دلیل قرار گرفتن در مسیرهای
سوق الجیشی مورد توجه حکمرانان هخامنشی دارد.[که وجود طولانیترین و
تاریخی ترین(2500ساله) قنات جهان در گناباد خود شاهدی بر این
مدعاست]. برخی نیز بنای شهر را به «گیو»(Giv)
پسر «گودرز» از سرداران ایرانی در «شاهنامه» نسبت می دهند. لذا این
شهر را منسوب به وی «گیو آباد» نام نهاده اند که به مرور زمان به
«گناباد» تغییر نام داده است. این شهر در صدر اسلام با نام «جنابذ»
به تمدن کهن راه یافته و به استناد نوشته های تاریخ نگاران و
جغرافیدانان از اعتبار و اهمیت خاصی برخوردار بوده است. و ...
نقاط تاریخی:
از نقاط تاریخی
گناباد میتوان به مغبره جغتاین(پسر چنگیز خان) در روستای گیسور در
72 کیلومتری گناباد،
قنات قصبه گناباد(هخامنشي، قديمی ترين قنات
تاريخ جهان) در مرکز شهر، مسجد جامع گناباد(هخامنشی) در
کوی شرقی، مسجد جامع قوژد(قرن سیزدهم هجری) در 10 کیلومتری شمال
شهر، آسیابهای کاخک (متی هزار ساله) در 24 کیلومتری جنوب، مسجد
جامع مرندیز(یازدهم هجری) در 50 کیلومتری غرب، پل یونسی(صفویه) در
55 کیلومتری غرب، قلعه دختر شوراب(ساسانی) در 15 کیلومتری شهر،
رباط زین آباد(قاجاریه) در 60 کیلومتری غرب، یخدان کوثر(چند صد
ساله) در 4 کیلومتری(بیدخت) و ... یاد کرد.
نقاط دیدنی و تفریحی شهرستان:
جاذبه
های طبیعی:
آبشار کاخک(24 کیلومتر)
پارک جنگلی قوژد(10 کیلومتر)
کوهستان کمرزیارت(35 کیلومتر)
درب صوفه(26 کیلومتر)
تک زو(27 کیلومتر)
جاذبه
های شهری:
امامزاده محمد عابد کاخک
پارک زیر گذر در ورودی شهرستان
پارک شیرین در خیابان سعدی
پارک باغ ملی در کنار شهرداری
محدوده قنات قصبه در کوی شرقی
پارک شهر در خیابان ناصرخسرو
آب و هوایی:
این شهر دارای هوایی
گرم و خشک در تابستان و سرد و خشک در زمستان میباشد [اما این خشکی
در مردمانش به هیچ وجه دیده نمی شود و دارای مردمی لطیف و خونگرم
است]. دمی هوا در تابستان به 40 درجه و در زمستان تا منهای 10 درجه
نیز میرسد.
کشاورزی:
بیشترین محصولات کشاورزی وباغی این
شهریتان را انگور، انار، پنبه، گندم، جو زعفران و جالیز تشکیل
میدهند.
منابع:
1)کتاب «وجه تسمیه شهرهای
ایران»، قدکساز محمدرضا، انتشارات گلگشت، تابستان 1375
2)راهنمای آثار تاریخی_فرهنگی استان خراسان: گناباد
ناشر و امور اجرایی: انتشارات و تولیدات فرهنگی و
اداره کل آموزش سازمان میراث فرهنگی کشور.
كيخسرو سرلشگر خود را گودرز را براي جنگ با
تورانيان ميفرستد پس از رسيدن به زيبد گودرز گيو را از ميان
سپاه ميخواند و پيام شاه را به او ميرساند و از او ميخواهد به
جانب پيران برود و پيام را برساند گيو پيام را همان گونه كه
گودرز از او خواسته به پيران ميرساند پيرام با شنيدن پيام بر
افروخته ميشود و به افراسياب گزارش ميدهد و پس از كسب اجازه از
افراسياب پيامي به گيو ميدهد كه به پدرش گودرز خبر ميدهد كه
حاضر به نبرد است و چنين ميگويد :
مرا مرگ بهتر است از اين
زندگي كه سالار باشم
كنم بندگي
بيامد چو پيش كنابد
رسيد بدان
دامن كوه لشكر كشيد
دو لشكر مطابق رسم آن زمان در برابر هم
صفآرايي كردند
چو دانست كه گودرز آمد
سپاه بزد كوس
آمد زريبد به راه
زكوه اندر آمد به هامون
گذشت كشيدند
لشكر به آن پهن دشت
چو پيران سپه از كنابد
براند به
روز اندرون روشنايي نماند
زريبد زمين تا كنابد سپاه در و دشت از ايشان
كبود سياه
اين جنگ حدود
5
شبانه روز ادامه داشت تا اينكه هومان برادر پيران به كمك پيران
ميآيد و بالاخره به دست بيژن كشته ميشود سپس گودرز از خسرو كمك
ميطلبد و به پيران از افراسياب و جنگ مهيبي بين دو طرف در
ميگيرد در وسط جنگ اسب گيو بر زمين ميافتد و بعد از محاربه
قرار ميشود جنگ تن به تن انجام دهد و با همديگر مبارزه كنند كه
شاهنامه به جنگ 11
رخ اشاره ميكند
دو سالار هر دو زكينه به
درد همه روي بر گاشته از نبرد
يكي سوي كوه كنابد
برفت يكي سوي ريبد خراميد تفت
همانطور كه اشاره شد
11
تن از هر سپاه در مقابل هم قرار ميگيرند تا
نتيجه جنگ مشخص گردد كه اين جنگهاي تن به تن عبارتند از
:
فريبرز ايراني و گلباد توراني، گيو با
گرويزره، گرازه با سيامك، رهام با رمان، فروهل با زنگله، بيژن
با رويين، هجير با سپهرم، زنگه شاوران با اوخاست، گرگين با
اندريمان، برته با كهرم و سرانجام گودرز با پيران ويسه كه در همه
اين نبردها پهلوانان ايراني پيروز ميشوند پس از مبارزه گودرز با
پيران كه پيران كشته ميشود گودرز او را تعقيب ميكند و پس از
ديدن جسد خونآلود او به نزد لشگر برميگردد نگهبانان ايران
توران شكست پيران را ميفهمند و لهاك و فرشيدور دليران لشكر
پيران را توران را در پيش ميگيرند بعد از آن كيخسرو به زيبد
ميآيد و فرمان دفن پيران را ميدهد .
يادآور ميشود قبل پيران ويسه در درب صوفه
كه يكي از روستاهاي گناباد واقع است
|